گزارش سفر کوله گردی به جزیره هرمز

گزارش تصویری سفر به استان های آذربایجان شرقی،اردبیل وگیلان
می 7, 2019

گزارش سفر کوله گردی به جزیره هرمز
شب روز 7فروردین ماه بود که با قطار از یزد به بندر عباس حرکت کردم و نزدیکای ظهر 8فروردین بود که به بندر عباس رسیدم برنامم رو طوری تنظیم کرده بودم ک بتونم یک روز استراحت داشته باشم و این شد که رو دوم از سفرم رو استراحت کردم و صبح9فروردین خانه اقوام را به مقصد جزیره هرمز ترک کردم حدود10دقیه شد که اسکله شهید حقانی رسیدم به دلیل ایام عید اسکله مملواز ادم بود و خیلی شلوغ من با استفاده از دستگاه های الکترونیکی بلیط جزیره هرمز رو تهیه کردم و با اولین تندرو بندرعباس روبه مقصد جزیره هرمز ترک کردم کمتر از چهل دقیه به جزیره هرمز رسیدم.

در جزیره ناگهان با دوست مجازیم اریو اشنا شدم وباهم قرار گزاشتیم دور جزیره رو پیاده بزنیم ما از قلعه پرتقالی هاشروع کردیم و آنجا رو بازدید کردیم و

از قلعه پرتقالی ها طبق نقشه حرکت کردیم و پیاده روی خودمون رو به دور جزیره شروع کردیم خیلی حس خوبی بود من در مورد سفرها و اهدافم با اریو صحبت کردم و اریو هم همین طورو این شد که به اولین جاذبه گردشگری هرمز اله نمک رسیدم در انجا پس از ثبت جند عکس راهی فرش شنی شدیم که وقتی رسیدیم به دلیل بارش خبری از فرش شنی نبود و فرش شنی رو پیاده به جاذبه گردشگری بعدی غار نمکی ترک کردیم غار نمکی برای من بسیار جالب و هیجان انگیز بود چون تابحال وارد یک غار اونم از نوع نمکی نشده بودم پس از گرفتن چنتایی عکس به سمت دره رنگین کمان حرکت کردیم وقتی به اونا رسیدیم واقعاااا برامون جالب بود خاک هایی با چندین رنگ متفاوت بسیار دیدنی بود پس از استراحتی کوتاه به سمت در مجسمه ها حرکت کردیم و واقعا خیلییی خسته شده بودیم دره به دلیل ازدهام جمعیت زیبایی خودشو از دست داده بود ترجیح دادیم زیاد نزدیک نشویم در انجااتفاقی یکی دیگر از دوستان مجازیم اقا محمد رو هم دیدم و باهم خوش و بشی کوتاه کردیم وبا اریو زیر یک درختچه ای رفتیم و ناهار خودمون رو آماده کردیم اریو تصیم گرفت کنار دره پیش دوستاش بمونه واقعا برای من سخت بود جدا شدن از اریو ولی باهم خداحافظی کردیم و من به سمت ساحل سرخ حرکت کردم ساحلی با رنگ قرمز و بسیااار زیبا ساعت تقریبا نزدیک به 6بعد از ظهر بود و من با متور سه چرخه به سمت اسکله حرکت کردم وسفر هرمزم رو به اتمام رساندم و با تندرو به سمت بندرعباس برگشتم
در ضمن این اولین سفرنامه ای بود که من مینوشتم بدی خوبی داشت ببخشید

اینم از اریو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − یک =